انتشارات تاجیک، نشر تاجیک

درس اول

افعال كمكى ناقص (معين)can - could - must   

بعضى از افعال كمكى ناقص كه شما تا به حال آموخته‏ ايد عبارتند از:
can - could - may - might - must - will - would - should

بعضى از خصوصيات اين افعال عبارتست از:

1- اين افعال مصدر يا اسم مصدر ندارند. يعنى نمى‏توان گفت: to must , musting , musted .
2- اين افعال براى همه ‏ى اشخاص بصورت يكسان بكار مى ‏روند. (مثلاً اگر در زمان حال ساده بكار روند، لازم نيست وقتى فاعل سوم شخص مفرد است، به آخر آنها s سوم شخص مفرد اضافه كنيم.)
3- بعد از اين افعال مصدر بدون to (قسمت اول) افعال ديگر را بكار مى‏ بريم. (غير از ought)
4- اگر يكى از اين افعال در جمله‏ اى باشد، با قرار دادن آن قبل از فاعل، جمله سؤالى می‏ شود و اگر بعد از آن not قرار دهيم، جمله منفى مى‏ شود.

can - could
بكار بردن can در زمان حال نشان مى‏ دهد كه براى انجام كارى به اندازه‏ ى كافى توانايى و قدرت داريم يا نحوه‏ ى انجام دادن آن كار را مى‏ دانيم يا به ما اجازه داده‏ اند كه آن كار را انجام دهيم.
could گذشته ‏ى can مى ‏باشد كه در سخن گفتن از توانايى، امكان و اجازه در زمان گذشته بكار مى‏ رود. همان‏طور كه گفته شد، can و could از افعال كمكى ناقص هستند. پس اگر هر يك از اين دو در جمله‏ اى باشند، با قرار دادن آن در ابتداى جمله (قبل از فاعل) جمله سؤالى می شود و اگر بعد از آن not قرار دهيم، جمله منفى مى‏ شود.
توجه: cannot را به صورت يك واژه بكار مى ‏بريم (يعنى not را از can جدا نمى‏ كنيم) كه مخفف آن به صورت   cantبكار مى ‏رود. cant را در انگليسى بريتانيايى
بصورت / كانت ka:nt / و در انگليسى امريكايى به صورت / كَنْتْ knt / تلفظ می‏ كنند.

يادآورى:
پاسخ مثبت كوتاهYes, + ضمير فاعلى + فعل كمكى
پاسخ مثبت كاملYes, + ضمير فاعلى يا فاعل + فعل كمكى + بقيه‏ى جمله
پاسخ منفى كوتاهNo, + ضمير فاعلى+منفى فعل كمكى
پاسخ منفى كاملNo, + ضمير فاعلى يا فاعل+منفى فعل كمكى + بقيه‏ى جمله
مثال:

?Could your father speak English well

1- آيا پدرت توانست خوب انگليسى صحبت كند؟

.Yes, he could

بله، توانست.

.Yes, he (my / our father) could speak English well

بله، او (پدرم / پدرمان) توانست انگليسى را بخوبى صحبت كند.

? Can Mina's brother answer these questions

2- آيا برادر مينا مى‏تواند به اين سؤالات پاسخ دهد؟

.Yes, he can

بله، مى‏تواند.

.Yes, he (her / Mina's brother) can answer these questions

بله، او (برادرِ او / برادرِ مينا) مى‏تواند به اين سؤالات پاسخ دهد.

?Could you drive a car five years ago

3- آيا پنج سال قبل مى‏توانستيد اتومبيل برانيد؟

.No, I couldn't

خير، نمى ‏توانستم.

.No, I couldn't drive a car five years ago

خير، پنج سال قبل نمى ‏توانستم اتومبيل برانم.

must (بايد):

اين فعل كمكى ناقص فقط يك شكل دارد و براى تمام اشخاص در زمان‏هاى حال و آينده به صورت must بكار مى‏ رود. اگر must در جمله ‏اى باشد، براى سؤالى كردن جمله، آن را قبل از فاعل قرار مى‏ دهيم و براى منفى كردن جمله، بعد از آن not بكار مى‏ بريم. مخفف آن mustn’t به صورت / ماسِنت msnt / تلفظ مى‏ شود.
must را براى بيان اجبار، امر، وظيفه، لزوم و احتياج بكار مى‏ بريم.
با توجه به اينكه must در زمان گذشته بكار نمى ‏رود، براى بيان اجبار در زمان گذشته از had to استفاده مى‏ كنيم.

have to (مجبور بودن)

have to (كه در سوم شخص مفرد به has to تبديل مى‏ شود) اجبار در انجام كارى را در زمان حال نشان مى‏ دهد كه گذشته‏ ى آن had to مى‏ باشد كه بجاى زمان گذشته‏ ى must هم به ‏كار مى ‏رود.

سؤالى و منفى كردن have to

در زمان حال ساده، براى سؤالى كردن have to از Do و براى سؤالى كردن has to از Does استفاده مى‏ كنيم (كه در اين حالت has به have تبديل مى ‏شود.).
براى سؤالى كردن had to ، اول جمله Did قرار داده، had را به have تبديل مى‏ كنيم.
مثال:


.They have to clean the room

 آنها مجبورند كه اتاق را تميز كنند.

?Do they have to clean the room

آيا آنها مجبورند كه اتاق را تميز كنند؟

.She has to wash the dishes

2- او مجبور است كه ظرف‏ها را بشويد.

?Does she have to wash the dishes

آيااو مجبور است كه ظرف‏ها را بشويد؟

?He had to do the exercise again

3- او مجبور بود كه دوباره تمرين را انجام دهد.

.Did he have to do the exercise again

آيا او مجبور بود كه دوباره تمرين را انجام دهد؟

براى منفى كردن جمله‏ اى كه در آن have to بدون فعل كمكى بكار رفته ‏است، از don’t استفاده مى‏ كنيم. اگر در جمله has toباشد، از doesn’t استفاده مى‏ كنيم كه در اين حالت has to به have toتبديل مى‏ شود. اگر در جمله had to باشد، آن را با didn’t منفى  مى‏ كنيم و به جاى had toبايد have to بكار ببريم.


.I have to answer the telephone

4- مجبور هستم كه به تلفن جواب دهم.

.I don't have to answer the telephone

مجبور نيستم كه به تلفن جواب دهم.

 .He has to buy the car

5- او مجبور است كه آن اتومبيل را بخرد.

.He doesn't have to buy the car

او مجبور نيست كه آن اتومبيل را بخرد.

.She had to clean the table

6- او مجبور بود كه ميز را تميز كند.

.She didn't have to clean the table

او مجبور نبود كه ميز را تميز كند.


تفاوت have toو must

وقتى اين دو فعل با معنى اجبار بكار مى‏ روند، بين آنها تفاوت وجود دارد.  must نشان مى‏ دهد كه اجبار از طرف گوينده است، يعنى گوينده حس مى‏ كند كه انجام آن كار ضرورى است. اما  have toنشان مى‏ دهد كه اجبار از طرف شخص ديگرى است. يعنى آن شخص مى‏ خواهد كه كارى انجام شود يا اوضاع و احوال و يا قاعده و قانونى آن اجبار را مقرر مى‏ دارد.